دو نغمه لای لایی از کتاب اورازان جلال آل احمد
لا لا لا لا حبیب من خداکرده نصیب من
دختر دارم فاطمه سلطان پسردارم محمد نام
لا لا لا لا حبیب من خدا کرده نصیب من
وروندهاش نقره داره اشکم پیچش قلمکاره
لا لا لا لا حبیب من خدا کرده نصیب من
دختر دارم سه و چاهار گت ترینش منی یادگار
وسطینش گل و گلبار کیچکینش منی به بدار
لا لا لا لا حبیب من خدا
کرده نصیب من
لا لا لا لا گل قالی بابات رفته جایش خالی
لا لا لا لا گل گندم ترا گهواره می بندم
لا لا لا لا گل خوینه گدا آمد در خونه
لالا لالا گل زیره بابات رفته زن بگیره
ننت از قصه میمیره
لالالالا می مه پاره پلنگ سر کوه چه میناله
برچسب: طالقانی,
نویسنده: حامد مهدوی
روز عجیبی بَه...آن وَر تبریک بیامیَنه جلال بَه...آن وَر خبر بیامه ریزعلی بَش...تکراریه عزیزجان، بگوتن این که این بیامیَنها ر حُکماً بِشیَنی در پی هستاصل دی، نه بیامیَنه و نه بِشیَنکه جُفتشان حکم تقدیرِ خلقت و تدبیرِ خالقهاَمبا مردمانی هُنر، در همین فاصله بین دو نقطه بیامیَن و بِشیَن نُمایان میبوهمان دَم کو جلال، قلم ومیگیره و ریزعلی، قباشه تَش می کشهجلال و ریزعلی هر دو بِشیَناما ما کو بُماندیم، نیَلیم قلممان از جوهر صداقت خُشک گَردهو چُراغ فداکاریها، بی سو بُمانهجانتانی قُربان، به کارتان بَرسین، دی عرضی نی..!#جلال_آل_احمد#ریزعلی_خواجویTaleghaniDarji✍ به قلم: سیده مریم قادری تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
تازه سلام اول این قصه میرسدپُر میشود تمام من از ماجرای توصبحانه حاضرست بفرما غزل بنوشطعم بهشت میدهد امروز چای تو شعر: امیر مرزبان عکس: سیداحمد میرغیاثی
مهربانو دَره سوزنه تا دِمینه
مهربان او رِ میگو:
بُدا این هیمه ر داکنوم بخاری یی میان تا جانُت گرم دکوئه عزیزجان#مهربانی
برچسب: مهربانی,
نویسنده: حامد مهدوی

سلام
صبح بخیر
عزیزان دانشجویی روز خیلی خیلی موباروک باشه
میشین کلاسی سر، صبحانه باخورین، جانتان ساق باشه
این دی دوره درجی شمایی بَ

دوره = دورنه = لُقمه قاضی یا گازی
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
بامبرو، وسیله ای است برا جمع کُردُن و جیر کُردُن (پایین ریختن) برف از پشت بامهمان وسیله ای که امروزه پارو خوانده می شود و در اصل بام بِروب یا بام روب بوده. در طالقانِ قدیم، مردم خودشان بامبرو درست میکُردن. اول بامبرو از جنس پوست بَ یا تخته، بعد حلب بیامه. این اواخر دی پلاستیک.قدیمی بامبروسازان، گاهی وقتا به جای حلب، از یه جور چادر نایلونی برزنتی دی استفاده می کُردُن.بامبرو، بیخش یه چو داره که مثل یه تیغه عمل مینه برا جمع کردن برف برف جمع شده میا سمت حلب دسته ای داره که هم نیرو وارد مینه، هم دست آدم از برف وسرما دور می مانه در بامبرو، نوع چوب دسته مهم هسته که مقاوم باشه، زود نشکیدسته به چوب تیغه با کان (حفره درون چوب) متصل میبوقسمت هلالی بالایی هم به وسیله چوب های انعطاف پذیر (عموماً چوب آلبالو) درست میبو حلب هم از ضایعات، مثلاً از پیت های روغن یا ورق های شیروانی ساده استفاده میبواین وسیله صددرصد بومی هسته و مشابه خارجی آن فقط پارو پلاستیکیه که هرگز توان رقابت با خودمانی بامبرو ر نُداره! به پاروی چوبی خیوَه نیز می گویند.
TaleghaniDarji
✍ متن از آقای: فرشید فلاحی با سپاس از آقای سیدمجید سیدعلیخانی عکسها: بانو شوکت لهراسبی و آقای سیدانبیاء میرصادقیو با سپاس ویژه از کانال طالقانیها و کانون فرهنگی اورازان
❄️تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی ❄️
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
صبح امروزتان، علیرغم سردی هواپر از سپیدی آرامشپر از گرمای عشق و صمیمیتپر از روشنی آفتاب امید
قاصدکتاک مرادست خزان خشک نمود..ساقه ی یخ زده ام راثمری نیست که نیست..!✍️ شعر: فرشید فلاحی عکس: محمد آقابراری
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
از سری داستانهای عسکی فتحلی کوته پر
گوسفند خطاب به مرد می گوید: دست بچه ام رو اونجوری نگیر، دردش میاد ای آدمِ فلان فلان شده (ای آدمی که الهی بزرگ نشی و سرانجام نگیری!)
میبینید ترجمه اش چقدر سخت و ناروونه
باید خود متن طالقانی رو فهمید
برچسب: حیوانات,
نویسنده: حامد مهدوی
یه بار گت آبامان با گته ننه، دعواشان درومی!دعوایی میان، دوندان مصنوعیشان دوهانشان د بکت میدان قاطی کوردون کودام دوندان کی یی شین بنشتن بررسی میکوردون که گت آبا بگوت: آنه ای کو ریحان بچسبیه بیخش مینی شین گته ننه بگوت: ما گو ایمروز ریحان نوداشتیم... یتیم بماند باز بشی یی میدان، تنهایی کوباب باخوردی یی؟هیچی دی... دعواشان جدی تر گردیدوستان، این لطیفه وهانه ای باشه تا یاد آقا ننه هامان کنیم، مخصوصا اوشانی که دل خاک خوتین، ایمشو از فاتحه و صلواتمان فیض ببرن ان شاءالله TaleghaniDarji با سپاس از میرمحمد، از مشهد عکس: مهدی ویسانیان تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی
برچسب: پنجشمبه,
نویسنده: حامد مهدوی
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
آش شلغم آشی اصیل طالقانی و درمان فوری سرما خوردگی برگرفته از طب ملا یوخابه امانی
مواد لازم:
شلغم ۱ کیلوعدس نصف پیمانهبرنج ۱ پیمانهپیاز ۲ عددکوفته ریزیه (گوشت قلقلی سرخ شده)زیره به مقدار لازمنمک، فلفل، زردچوبه به مقدار لازم
طرز تهیه:
شلغم ها را خوب بشورید و بدون آن که پوست بکنید مکعبی خردشان کنید (خواص شلغم با پوست بیشتر حفظ می شود) و کنار بگذارید.
یکی از پیازها را خلال کرده سرخ کنید.عدس را همراه آب به آن اضافه کنید واجازه بدهید نیم پز بشود.
برنج را که قبلا خیس کردید بعد از نیم پز شدن عدس به مواد اضافه کنید و بگذارید تا پخته شود.
برنج که باز شد کوفته ریزه ها را هم اضافه کنید و نمک، فلفل، زردچوبه و زیره (برای گرفتن سردی برنج و شلغم) را هم به بقیه مواد اضافه کنید!برنج کمی
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
کسب مقام نخست مسابقات کشوری ترانه_آواز رادیو جوان توسط شاعر جوان طالقانی خانم نسترن سادات سیدعلیخانی
واسه چشمی که خیره مونده به در شاید گاهی وقتا رسیدن بده
جای اونی که خونه رو ترک کرد یه مشت استخون و پلاک اومده
یه روز بند پوتینشو بست و رفت نفهمید بند دلم پاره شد
نفس های من بوی خردل گرفت تنم زخمی مین و خمپاره شد
یه عمری باید سایه ی مَردَمو با اسم یه کوچه تصور کنم
جای خالی شونه شو بعد از این واسه گریه با پیرهنش پُر کنم
خدا دستاشو واسه اون باز کرد که آسوده از زندگی دس کشید
با پای خودش رفته بود و حالا رو دستای مردم به خونه ش رسید
#نسترن_سیدعلیخانی
دریافت
برچسب: طالقانی,سیدعلیخانی,
نویسنده: حامد مهدوی
ننه هیچوخت مُنه نگوت که تو ر دوس دارُم!میدانی، آخه وَخت نُداشتهمیشاک دَسانُش بَند بَهیا دَبه پِیجارمی بندانه گُرَه میزییا روپوشمی پولُکانه دمبستیا دَسش بندِ غذامان بَه یا بندِ شانه بزیَن و بافتن گیسُمیا بندِ درس و مَخشمانمُن امبا همیشاک، اویی دوست بُداشتنها رزنگ تفریحی میانآن قُرمُزه سیفی که ته مَهای کیفم بنگی بَهیا آن نان و پِندیری که منیب دُورنه کُردی بَهگاز می زیَم و مطمئن بیَم، اویی عشق و دوست بُداشتُن، همیشا مایی همرا دَرهننه جان، اُوستایِ دوست بُداشتنی توخدا تو ر بُداره و سایه ی محبتت، همیشک مایی سر دَباشه
تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی TaleghaniDarji❤️
برچسب: بُداشتن,
نویسنده: حامد مهدوی
سِنگ پا، یکی از قدیمی وسایلیه کو حمّامی میان، استفاده می گرده. حلا این سِنگ پا در اصل چیه؟ یه نوع سنگِ آذرینه که از گُدازه های آتشفشانی به دست میا. این گدازه ها، وقتی دهانه کوه د بیرون میا، در حینِ سَرد گردیَن، یه بخاری از خود متصاعد مینه که باعث میبو سوراخ سوراخ گَرده. همینی واستان این سنگان، اِچینه آبله رو آدُمانه میمانه. البت این بافت اسفنجی و زِبر، باعث میبو سنگِ پا، خاصیت سایشی و لایه برداری پیدا کنه و برای حمّام کُردُن مفید باشه. فواید سنگِ پا بزیَن- اولاً که پا ر تمیز و صاف و قشنگ مینه. همپنین باعث میبو کفِ پا ضخیم و تَرَک تَرَک نگرده.- ماساژوره و کوفتگی و خستگی ر از آدُمی جان در مینه.- انسولین خونه تنظیم مینه و هم پیشگیری کننده دیابته (مرض قند) و هم درمان کننده آن.- چربی سوزی مینه
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
شیخ علی طالقانی معروف به شیخ علی تنها در سال 1247 در طالقان متولد شد .
در 14 سالگی به گیلان مهاجرت کرد . مدتی تحصیلات حوزوی و قدیمه را دنبال نمود و معمم بود . او در پهلوی اول مکلا شد . تنها در سال 1298 در ارتباط تنگاتنگ با میرزا عیسی خان صدیق اعلم به تأسیس فرهنگ دست یازید و در همین دوران به عنوان نماینده معارف لنگرود و مدیر مدرسه نمره 5 لنگرود مشغول به کار شد و در سال 1290 نیز مدرسه اقبال رشت را تأسیس کرد که بعدها به قاآنی تغییر نام یافت .
مرحوم تنها از سوی دیگر جزو مؤسسین مدرسه شمس رشت بود که متشکل از آموزشگاه های اتفاق ، اقبال و سعادت و مقر آن در سبزه میدان بود . زنده یاد تنها در مدارسی چون ترقی فومن و رودکی رشت در سمت مدیر خدمت می کرد .
وی یکی از دوستان نزدیک میرزا بود و با ارائه خوارب
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
امروز سعادت
داشتم همسفر یکی از بامحبت ترین، خوش اخلاقترین و قدیمی ترین دوست، یار و همدم
خانوادگیمان، آقا سید شفیع سیدعلیخانی باشم و ایشون با خواندن ترانه عزیز و
نگار و چند ترانه دیگر، تمام راه مرا با خاطرات کودکی و نوجوانیم دمساز کردند.
◀️ بانو هستی نیکخواه #سیف_بنه طالقان
دریافت فایل صوتی
منتشر شده در کانال طالقانیها
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
به رسم همیشگی اولین روز هفته رَ با ســلام و صبح بخـیر شروع مینیم به این امید که ایمروزمان، بهتر از روزهای قبل باشه ان شاءاللهروزتـــــان پر از خیر و برکت عزیزان
یکی از قشنگترین و بهترین واژه هانی که وجود داره، میتانه «وحدت» باشه. به معنایِ یکی بیَن، یکپارچگی، نداشتن رسوخ و جداییاین وحدت و همدلی چیزی هسته که پیامبر رحمتِ ما، خودشی همراه بیارد. ایشان همیشک مردم زمان خودشه به با هم بیَن، یکدلی و اتحاد سفارش میکُرد.این وحدتی که ما از زمان بعد از انقلاب درباره آن میشنوییم، حرف این زمان نی. در واقع برای اولین بار، این صدا، یعنی صدای وحدت توی کوچه های مدینه پخش گردی، که عاملش کسی نبه جز پیامبر مهربانی.آها عزیزجان، پیامبر جانمان با استناد به آیات قران، جامعه بشری رَ به متصل گردین به اون حبل ال
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی